انگار کسی چراغ‌ها را برای همیشه خاموش کرده است

انگار کسی چراغ‌ها را برای همیشه خاموش کرده است گفت‌وگوی اندیشه مدنی با مریم مشایخی، روان‌درمانگر و مشاور همسان گفت‌وگو از: ایرن واعظ‌زاده از دسترس خارج شدن اینترنت برای بسیاری از مردم به معنای دشوار شدن ارتباطات شغلی، اجتماعی و خبری و همچنین عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی است. اما این وضعیت برای افراد آسیب‌دیدۀ بینایی ابعادی به مراتب عمیق‌تر و گسترده‌تر دارد. اینترنت و فناوری‌های وابسته به آن، از نرم‌افزارهای مسیریاب و تشخیص اشیا گرفته تا ابزارهای تبدیل تصویر به گفتار، برای بسیاری از نابینایان و کم‌بینایان نقشی شبیه به چشم دوم را ایفا می‌کند؛ ابزاری که امکان استقلال و مشارکت فعال در زندگی فردی و اجتماعی را برای آنان فراهم می‌نماید. در شرایط بحران، جنگ و قطع اینترنت، این استقلال ناگهان فرو می‌ریزد و جای خود را به اضطراب، احساس ناامنی و وابستگی می‌دهد.

بازی؛ جهانی از واقعیت و خیال

بازی؛ جهانی از واقعیت و خیال روایت‌هایی از چند نسل و جهانی از لمس، صدا و خیال گزارشی از: ایرن واعظ‌زاده بازی برای بسیاری از ما، فعالیت و نوعی وقت‌گذرانی مفرح  قلمداد می‌شود که اغلب با دنیای شیرین کودکانه پیوند دارد؛ فضایی شاد که بستری از تجربه، تخیل و آموزش برای کودکان فراهم می‌سازد. درحالی‌که یافته‌های روانشناسی و علوم رفتاری نشان می‌دهند، بازی یکی از نیازهای اساسی و مستمر انسان – از کودکی تا کهنسالی – است که در هر دوره، به تقویت مهارت‌های شناختی، بهبود  حافظه و همچنین پرورش خلاقیت و حل مسئله کمک قابل‌توجهی می‌کند. با وجود رشد گستردۀ مطالعات مربوط به بازی‌درمانی در کودکان و در دسترس بودن منابع و پژوهش‌های مختلف در این زمینه، همچنان این پرسش که «بازی چه تأثیر و کارکردی بر رشد، ارتباطات و سلامت روان بزرگسالان نابینا/کم‌بینا دارد؟» کمتر مورد توجه و بررسی قرار گرفته‌ است. در گزارش پیش رو، با چند نسل از دوستان نابینا و کم‌بینا از طبقات اجتماعی و فرهنگی مختلف به گفت‌وگو نشستیم تا با مرور روایت‌هایی از تجربیات زیسته و همچنین تحلیل دیدگاه‌های تخصصی روانشناسانه راهی به پرسش مطرح شده باز کنیم.

ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود..‌‌..

ت‌جانی خود این گمان نبود....* ایرن واعظ‌زاده پشتی صندلی پایین رفت. «بیا بالا دختر خوب» قبل از اینکه دکتر همان حرف تکراری همیشگی‌اش را پیش از شروع کار بزند خودم را بالا کشیدم تا راحت‌تر به دهان و دندان‌هایم که حداقل شش تایشان را دیگر نداشتم و خدا می‌داند چند وقت دیگر به لقب برازندۀ سفکل بی‌دندان مفتخر می‌‌شوم تسلط داشته باشد.

من یک «زندگی‌نورد شوقمند» هستم! (۳)

زندگی هلن کلر و شیوه‌های آموزش وی چقدر در ساخت روش زندگی یک فرد در ایران با اختلال بینایی و شنوایی تأثیرگذار است؟ متأسفانه من ندیده‌ام آشنایی با زندگی هلن کلر بتواند انگیزه‌بخش باشد، چراکه او در کشوری دیگر با امکانات متفاوت زیست کرده و از همان طفولیت معلمی داشته که تا مدت‌های مدید به او آموزش دهد.

من یک «زندگی‌نورد شوقمند» هستم! (2)

اساساً تحصیل و فعالیت در حوزۀ مشاوره چقدر در هموارسازی موقعیت‌های دشوار به شما کمک کرده است؟ متأسفانه کمبود مشاور در زمانی که من داشتم بینایی‌ام را از دست می‌دادم اثر سویی گذاشت. اکنون من به‌عنوان مشاور از طریق دانش و خدمات‌رسانی‌هایی که برای مراجعانم دارم می‌توانم به هموارسازی مسیر زندگیشان کمک کنم تا مجبور به تجربۀ برخی مسائل غیرضروری نباشند.

۱۱
تیر
۱۴۰۲
بازتاب معلولیت در هنر سینما و ادبیات

شناسه مطلب :




آخرین مطالب